پست با تاخیر
هشتم فروردین، دلم خیلی برای مامان اینا که رفته بودن اصفهان تنگ شده بود،بابامحسن هم که می خواست بره سرکار، برنامه ریختم برم خونه خاله منا، صبح ساعت9 اونجا بودیم، شب هم بابا اومد دنبالمون، از اونجاییکه یه سری عکس با دوربین خاله ازت انداخته بودم و می خواستم که اون عکسها هم در این پست باشن این پست و با تاخیر نوشتم، ولی بازم عکسها به دستم نرسید...

این اولین خاله بازی بود...




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پست با تاخیر
